تبلیغات
حــــالـــشــــو بـــبــــر - تفاوت خوابیدن زن و مرد و یك نتیجه گیری واقعی!
 
حــــالـــشــــو بـــبــــر
زنــدگــی هــیــچ مــیــانــبــری نــدارد! فـقـط بـا تـلاش بـایـد بـه هدفـمـون بــرسیم
                                                        
درباره وبلاگ

ترجیحاً توضیحی در رابطه با این وبلاگ نمیدم! امیدوارم که با مشاهده مطالب این وبلاگ ، عقیده خودتونو در بخش نظرات مربوطه مطرح کنید تا با کمک شما عزیزان به کاستیها پایان بدیم!
«مـــتـشــکــّـرم»

«حــتــمــاً مــوضـوعـاتـو بـبـیـنـیـد»

مدیر وبلاگ : وحـیــد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تفاوت خوابیدن زن و مرد و یك نتیجه گیری واقعی!

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:"من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم " مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست ، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد ، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد. 

 پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت. اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت.

 بعد ایستاد و خمیازه ای کشید . کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت.

 بعد کارت تبریکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت ، آدرس را روی آن نوشت و تمبرچسباند ؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هردو را درنزدیکی کیف خودقرارداد. سپس دندان هایش رامسواک زد.

باباگفت: (فکرکردم، گفتی داری میری بخوابی) و مامان گفت:(درست شنیدی دارم میرم). سپس چراغ حیاط راروشن کرد و درها را بست.

پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد، چراغ ها راخاموش کرد، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت، جوراب های کثیف را درسبد انداخت، با یکی از بچه ها که هنوز بیداربود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد، ساعت را برای صبح کوک کرد، لباس های شسته شده در ماشین لباسشویی را پهن کرد، جاکفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد ، اضافه کرد. سپس به دعا و نیایش نشست.

درهمان موقع بابا تلویزیون را خاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: (من میرم بخوابم) و بدون توجه به هیچ چیز دیگری، دقیقاً همین کار را انجام داد!

نتیجه گیری:

۱- مردها همیشه كارهایشان را درست و به موقع انجام میدهند و وقتی تلویزیون نگاه می كنند قبلا كارهای دیگرشان را انجام داده اند. ولی زنها بسیار بی برنامه و نامرتب هستند. در صورتیكه كلی كار نكرده دارند نشسته اند و تلویزیون نگاه میكنند!!!

۲-  مردها بسیار راستگو هستند. ولی زنها دورغگو هستند و بجای اینكه بگویند من می روم كارهای نكرده ام را انجام بدهم الكی میگویند من میروم بخوابم!!!!

Upload center

نــظــــر یـادت نــره





نوع مطلب : مطالــب بـسیـار زیـبا و آموزنـده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 25 آذر 1390 04:41 بعد از ظهر
سلام
جالب بود.........ولی

نتیجه گیری قشنگ نبود......!!!!



می پسـندم پاییـز را

که معافـم می کنـد

از پنـهان کردن

دردی که در صـدایم می پیچـد ُ

اشکی که در نگاهـم می چرخـد

آخر همه مـی داننـد

سـرما خورده ام . . . !



راستی به شبکه ی 3 هم نظر دادم بازی ها رو پخش کنه من که وقت ندارم برای شما گفتم.....

وحـیــد سلام آبجی نرگس گلم. ممنونم ازت. خیلی لطف کردی. نتیجه گیریش طنز آمیز بود.........
جمعه 25 آذر 1390 03:59 بعد از ظهر
مودب باشی بد نیست
وحـیــد چی شده عزیزم؟ چقدر بداخلاقی!!!
جمعه 25 آذر 1390 12:29 قبل از ظهر
خیلی قشنگ بود!!
وحـیــد ممنونم عزیزم
پنجشنبه 24 آذر 1390 10:37 بعد از ظهر
سلام بر داداش وحید گل!
خسته نباشی!
مطلب قشنگی بود اما بنظرم قسمت نتیجه اخلاقیش بی انصافی بود!
بازم ممنون به خاطر بروز بودنت! و ایشالا همیشه موفق باشی
وحـیــد سلام فرزاد جان. ممنونم. طنز بود دیگه! نتیجه گیریش مهم نیست
پنجشنبه 24 آذر 1390 07:56 بعد از ظهر
ولی گاهی اوقات وقتی بی تفاوتی بعضی مردارو میبینم دلم میسوزه...
و این موضوع آزارم میده...
هر دوشون عشقن(مامان و بابا)....
مرسی
وحـیــد قربونت، حق با شماست
پنجشنبه 24 آذر 1390 05:10 بعد از ظهر
ایوووووووووووووووووووووول داش وحید
وحـیــد ممنونم
پنجشنبه 24 آذر 1390 03:53 بعد از ظهر
مرسی
وحـیــد خواهش میکنم سپهر جان
پنجشنبه 24 آذر 1390 02:10 بعد از ظهر
خیلی باحال بود ممنون
وحـیــد خواهش میکنم عزیزم
پنجشنبه 24 آذر 1390 01:55 بعد از ظهر
خیلی با حال بود !!!!
نتیجه 3 : زن ها تو روز زیاد میخوابن که این جوری شبا انرژی دارن.
وحـیــد مرسی امید جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر