تبلیغات
حــــالـــشــــو بـــبــــر - مطلب / داستان آموزنده : مجسّمه!!!
 
حــــالـــشــــو بـــبــــر
زنــدگــی هــیــچ مــیــانــبــری نــدارد! فـقـط بـا تـلاش بـایـد بـه هدفـمـون بــرسیم
                                                        
درباره وبلاگ

ترجیحاً توضیحی در رابطه با این وبلاگ نمیدم! امیدوارم که با مشاهده مطالب این وبلاگ ، عقیده خودتونو در بخش نظرات مربوطه مطرح کنید تا با کمک شما عزیزان به کاستیها پایان بدیم!
«مـــتـشــکــّـرم»

«حــتــمــاً مــوضـوعـاتـو بـبـیـنـیـد»

مدیر وبلاگ : وحـیــد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زن با معشوقش در بستر بود که همسرش وارد خانه شد.


زن به معشوقش گفت: "بیا اینجا و کنار دیوار بایست." بعد باعجله به بدن او روغن بچه مالید و روی آن پودر تالک پاشید، سپس گفت: از اینجا تکان نخور تا زمانی که به تو بگویم، تو باید وانمود کنی که یک مجسمه هستی.


وقتی همسر وارد اتاق شد پرسید: این چیست؟


زن پاسخ داد: اُوه این یک مجسمه است، خانم اسمیت یکی مثل این خریده بود، من از آن خوشم آمد و یکی برای خودمان خریدم.


بدون هیچ حرف اضافه ای هر دو به تخت خواب رفتند. حدود ساعت 2صبح همسر از تخت بیرون آمد، به آشپزخانه رفت و با یک ساندویچ و یک قوطی آبجو به اطاق برگشت.


بعد رو به مجسمه گفت: بیا اینها را بگیر و بخور، خود من مجبور شدم 2 روز تمام بیحرکت در خانه اسمیت بایستم در حالی که هیچ کس چیزی برای خوردن به من نداد !!!





نوع مطلب : مطالــب بـسیـار زیـبا و آموزنـده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 27 آذر 1390 10:25 بعد از ظهر
حالم ازادمای خیانتکار بهم میخوره.وحید جان خدا خیرت بده بااین وبت حداقل میشه مچ بعضیا روگرفت امیر اقا شما کلاس شیمی الی رومیپیچونی به من نمیگی؟؟؟؟؟
وحـیــد چشمم روشن امیر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
شنبه 26 آذر 1390 01:19 بعد از ظهر
عظیم,اون بنده خدا رو بردم پیش وحید.وحید قبولش کرد ولی اون وحید رو پسند نکرد.میگفت موهاش ریخته ،نمیخوامش....هرچی وحید التماس کرد ولی زیر بار نرفت!!!!؟
شنبه 26 آذر 1390 01:44 قبل از ظهر

جالب بود
عجب حالی میده اینجور صحنه ها

2روزی میشد کامنت نداده بودماااااااااااااااااا
وحـیــد عبّاس کجایی آخه؟ چرا کم پیدا شدی داداشم؟ نکه فراموشمون کردی؟ :-(
جمعه 25 آذر 1390 10:48 بعد از ظهر
مرسی باحال بود
وحـیــد خواهش میکنم
جمعه 25 آذر 1390 10:45 بعد از ظهر
وقتی زن و مرد خیانتکار باشن همینه دیگه!!!
برق خونتون بره "لا ایشاالله"
با جواد خونتون نزدیک همه ؟
چه حالی می کنین شما...
جواد هر روز میاد خونتون 2گیگ کلیپ جدید پر میکنه میبره.
راستی جواد اون که واسه وحید پیدا کرده بودی چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هه هه هه
مخلصتم داداشی
وحـیــد وقتی زن و مرد خیانتکار باشن همینه دیگه........ (100%)
حال داداش عظیمم چطوره؟
جواد یه استان دیگه میشینه امّا کم و بیش بیرون از نت هم باهم صحبت میکنیم. جواد چی واسم پیدا کرده عظیم؟ نکنه منظورت از (چی) ؛ (چه کسی بود))؟؟؟؟!!!!! هه هه هه هه
جمعه 25 آذر 1390 09:55 بعد از ظهر
وحید اینا چی میگن؟!! وقتی بارسا بازی داشته باشه من 2 روز زودتر پیشواز میرم و همه ی کلاسا رو دودر میکنم.بنده های خدا کلاس همیشه هست ولی بارسا-سانتوس چی؟ینی میخواید "فینال جام باشگاه های جهان"رو از دست بدید.ب حرف این وحید گوش نکنید،اون ب همه میگه برید کلاس ولی خودش کلاس نمیره و میشینه تو خونه بازی رو نگا میکنه.
حالا بازی رو نشون میده یا نه؟وحید بهت توصیه میکنم بیا خونمون بازی رو با هم ببینیم.میترسم ایشالا برقتون دوباره قطع بشه و مجبور بشی از رادیو بازی رو گوش کنی(هه هه هه هه).
حاجی، ویا مصدوم شده.5ماه خونه نشین شده.حاجی تو هم مث من ناراحتی ؟مگه نه؟(هه هه هه هه).راستی،برای اون قضیه دوباره بهت تبریک میگم!!!!!!!!!
ب قول تو:مممممممممممممااااااااااچ
وحـیــد هه هه هه هه خیلی شیطونی. آقا قربونت من عمراً بیام خونتون. بارسلونا یه گل زد با بالشت همچین زدی تو سر طرف که دیگه از 20کیلومتریه خونتونم رد نمیشه!!!! هه هه هه هه. جواد نمیدونم چرا انقدر بدشانسم! بازی با منچستریونایتد سال 2008 برقهامون رفت انقدر حرص خوردم که نگو و نپرس......
بازی با رئال مادرید هم که 20 دقیقه برق رفت!!! تو هم که ماشالله هی نفوس بد میزنی!!! انقدر نگو دیگه. بیچاره ویا، خیلی حیف شد. خداکنه هرچی زودتر برگرده.بیشتر دلم برای طرفداراش میسوزه تا خود بارسلونا! جواد جان یکشنبه خداروشکر درسی ندارم که مهم باشه. بخاطر همین نمیرم. اگر روز دیگه ای بود شک نکن که بازی رو نمیتونستم ببینم
جمعه 25 آذر 1390 09:16 بعد از ظهر
خیلی قشنگ بود.مرسی.من یک شنبه ساعت ۴ کلاس زبان دارم و بازی ساعت۲ هست.یعنی اگر بازی به وقت اضافه نره می شه ساعت ۳:۴۵.البته کلاسه خیلی نزدیکه.۱۰ دقیقه راهه.من حالا چه کنم؟استاد وحید راه نمایی بفرماکلاسه هم خیلی مهم نیست
وحـیــد خواهش میکنم امیرحسین. اگر کلاسی که در این هفته داری مهمّه؛ بازی رو نبین. بجاش بعداً از اینترنت دانلود کن. درکل درسهاتو در اولویّت قراربده
جمعه 25 آذر 1390 09:10 بعد از ظهر
ممنون وحید جان خیلی خنده بود

وحید مطمئنی شبکه 3 بازی بارسا سانتوسو پخش میکنه؟؟؟یه موقع الکی کلاس آلی2 رو نپیچونم بازی هم پخش نشه ضد حال بخورم
وحـیــد مگه میتونن نشون ندند؟! هرسال فینالو دارن نشون میدن. منم یکشنبه دانشگاه دارم امّا مجبورم بخاطر فینال بپیچونم!!!! هه هه هه هه. البتّه درسش طوریه که زیاد مهم نیست که برم یا نرم. امّا خب غیبت میخورم دیگه..........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر